الشيخ رسول جعفريان
60
صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )
دعوى معهود كرده ، بىثبوت شرعى ، بر وجهى كه مذكور شد آن سيد عزيز بىگناه را به چهار سوق برده ، مانند دزدان به قتل رسانيدند و از روحانيت احمد مختار و عذاب منتقم جبار نينديشيدند . « 1 » شبيه همين گزارش را ديگر منابع هم دادهاند . قاضى احمد قمى ، پس از گزارش فتح هرات توسط عبيد خان مىنويسد : از امورى كه منافى ديانت و مسلمانى و مباين نصفت و جهانبانى است ، در آن ايام از آن قوم ناتمام به وقوع انجاميد ، آن بود كه كسى از فقراى هرات كه اندك جهاتى به دو گمان مىبردند ، دست در دامن وى زده و او را نزد قاضى برده و بر وى دعوى مىكردند كه در اوقات حكومت قزلباش تو سبّ ابو بكر و عمر كرده و بر اثبات اين دعوى دو جاهل باطل از خبايث سمرقند اداى شهادت مىنمودند ، و آنگاه آن قاضى خائن مداهن ، بىآنكه تحقيق عدالت گواهان نمايد ، به مجرد شنيدن صيغهء شهادت از آن دو كذّاب بىسعادت ، حكم به قتلش مىكرد و محتسبان ناحق ، او را كشانكشان به چهارسوق هرات برده ، بسان دزدان به قتلش مىآوردند . بسا مردم سنى مذهب كه به سبب گمان مال ، او را شيعه گفته ، در آن ايّام كشته گشتند و بسيارى از شيعيان محتاج و مواليان بىباج كه بنا بر عدم تمول سالم مانده به مراتب عفو رسيدند . از جمله مقتولان مظلوم و كشتگان معلوم ، مولانا هلالى است كه نظم بلندش بر السنه و افواه مردم آگاه جارى . اصل مولانا از تركمان جغتاى است و باعث بر قتل وى زمرهاى از ارباب حسد ، الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ ، به عبيد خان رسانيدند كه مولانا دو رباعى در جواب رباعىهاى شما به طريق هجو گفته . . . آن نادر روزگار را در چهار سوق هرات به قتل آوردند . « 2 » پس از آن بود كه شاه طهماسب براى دفع عبيد خان به خراسان آمد . در اين سفر محقق كركى نيز همراه وى بوده است . « 3 » زمانى كه طهماسب هرات را به تصرف درآورد عفو عمومى داد . با اين حال يكى از كسانى كه در زمان تسلط عبيد خان بسيارى را به قتل داده داده بود ، كشته شد . قمى دربارهء وى كه نامش خواجه كلان غوريانى است نوشته است : تقرير واقعه آن كه مشاراليه از غلات اهل سنّت بوده ، هنگام طغيان فئهء ازبكيه ، نسبت به منتسبان مذهب عليّهء اماميه ، انواع ايذا و اضرار مىرسانيد و از سخط منتقم جبار و روحانيت حيدر كرار نمىانديشيد . « 4 » وى در زمان عبيد خان اشعارى هم در مذمّت شاه طهماسب گفته بود كه اين نيز « متمم جرايمش » شده بود . به هر روى « فرمانبران او را كشانكشان به چهار سوق هرات برده ، زنده پوست كندند و پوست وى پركاه كردند » ! شاه طهماسب پس از
--> ( 1 ) . امير محمود بن مير خواند ، ايران در روزگار شاه اسماعيل و شاه طهماسب ، صص 318 - 320 ( 2 ) . قمى ، قاضى احمد ، همان ، ج 1 ، ص 193 - 194 ( 3 ) . همان ، ص 195 - 196 ( 4 ) . همان ، ج 1 ، ص 269